تبلیغات
مطالب اینترنتی - میلاد نگران است
 
مطالب اینترنتی
پنجشنبه 30 فروردین 1397 :: نویسنده : نویسنده


خانه‌ام زمین


میلاد نگران است


کودک و نوجوان > آثار نوجوانان – صبح که میلاد از خواب بیدار شد، هیچ‌جا را نمی‌توانست ببیند. با آن قد بلندش هیچ‌وقت فکر نمی‌کرد که یک روزی نتواند چیزی ببیند.

جایی سیاه نبود، ولی جایی هم معلوم نبود. نگران شد و همین‌طور ساعت‌ها نگران ماند.

ساعت‌ها گذشت، اما خبری نشد. روزها گذشت و باز هم خبری نشد. کار میلاد شده بود گریه. گریه می‌کرد، چون می‌خواست دوباره مردم را ببیند. دوباره می‌خواست دوستش آزادی را ببیند. دل‌تنگ دوستش شده بود. خیلی می‌ترسید.

بالأخره طاقتش طاق شد. فریاد کشید، اما کسی پاسخش را نداد. باز گریه کرد. بالأخره کمی از آن فضای نابینایی خارج شد. حالا فهمید قضیه از چه قرار بوده. آلودگی هوا باعث شده بود نتواند جایی را ببیند.

بالأخره پس از چند روز توانست دوستش، برج آزادی را ببیند. مردم را دید. خوشحال شد که دوباره می‌تواند ببیند، اما ترسید. ترسید مبادا دوباره به این حال و روز بیفتد.

پدرام عسکری‌مرقی، 15ساله

خبرنگار افتخاری از تهران

عكس: سارا ضیایی، خبرنگار جوان از تهران



لینک منبع

مطلب میلاد نگران است در سایت مفیدستان.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : نویسنده
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :